دوست داشتن کسی که آسیبهای روحی دارد، مثل دوست داشتن کسی که چنین آسیبهایی ندارد نیست. بدتر نیست — اما متفاوت است. لحظاتی خواهد بود که شریک زندگیات خودش را میبندد. لحظاتی که یک چیز به ظاهر کوچک، واکنشی را برمیانگیزد که غیرمتناسب به نظر میرسد. لحظاتی که احساس میکنی از تو فاصله گرفته، حتی اگر در همان اتاق باشید. و از خودت میپرسی: چه کار اشتباهی انجام میدهم؟ جواب اغلب این است: هیچ کار اشتباهی. اما این تمام جواب نیست.
آسیبهای روحی چه کاری با انسان — و رابطه — میکند
آسیبهای روحی فقط خاطره نیستند. آنها الگوهایی هستند که در سیستم عصبی جا خوش کردهاند. روانشناس و پژوهشگر بسل ون در کولک در کتابش «بدن نمره را نگه میدارد» دقیقاً توضیح میدهد: بدن چیزی را به خاطر میآورد که ذهن سعی کرده فراموش کند. این یعنی شریک زندگیات لزوماً به تو واکنش نشان نمیدهد — آنها به چیزی خیلی قدیمیتر واکنش نشان میدهند. صدایی که شبیه صدای کس دیگری است. موقعیتی که یادآور آن زمان است. زخمی که هرگز واقعاً خوب نشده.
این بهانهای برای رفتاری که به تو آسیب میزند نیست. اما یک توضیح است — و فرق دارد. درک، تحمل بیحد و حصر ایجاد نمیکند، اما فضایی برای همدردی ایجاد میکند. و همدردی پایهای است که رابطه میتواند چیزهای سخت را تحمل کند.
نمیتوانی کسی را که دوستش داری نجات دهی — اما میتوانی حضور داشته باشی
بسیاری از افرادی که کسی با آسیبهای روحی را دوست دارند، ناخودآگاه وارد نقش نجاتدهنده میشوند. قابل درک است. تو میخواهی درد را کم کنی. میخواهی دوباره درستش کنی. اما محقق دلبستگی جان بولبی به ما یادآوری کرد که چیزی که بیشتر از همه از یکدیگر نیاز داریم، راهحل نیست — دلبستگی امن است. این که بدانی کسی میماند. این که تو ناپدید نمیشوی وقتی کارها سخت میشود.
این موضوع به داشتن کلمات درست مربوط نیست. به آرام بودن مربوط است، وقتی شریک زندگیات آرام نیست. به گفتن این جمله: من اینجا هستم. فرار نمیکنم. و به شناختن مرزهای خودت — چون نمیتوانی چیزی بدهی که خودت نداری. مراقبت از خودت خودخواهی نیست. ضروری است.
وقتی عشق کافی نیست
گاهی اوقات، علیرغم تمام عشق و صبری که داری، کافی نیست. این واقعیت دردناک است اما مهم: تو نمیتوانی شفادهنده کسی باشی که دوستش داری. فقط میتوانی همراهش باشی در مسیر شفا. و گاهی این مسیر شامل کمک حرفهای میشود — رواندرمانگرها، مشاوران، یا گروههای حمایتی. این شکست تو نیست. این واقعیت آسیبهای عمیق است.
چیزی که یاد گرفتی
دوست داشتن کسی با آسیبهای روحی، تو را چیزهایی درباره عشق یاد میدهد که شاید هرگز نمیدانستی. این که عشق، صبر است. این که عشق، حضور است حتی وقتی نمیدانی چه بگویی. این که عشق گاهی یعنی فضا دادن — و گاهی یعنی ماندن نزدیک. این که میتوانی کسی را دوست داشته باشی و هنوز از خودت مراقبت کنی. این که شفا کاری است که هر کسی باید خودش انجام دهد، اما تنها انجام نمیشود.
اگر در این مسیر احتیاج به راهنمایی و حمایت بیشتری داری، AIA میتواند راهنمای شخصی تو باشد تا با درک بهتر این چالشها، رابطهای سالمتر و پایدارتر بسازی.
AIA kender disse teorier og kan hjælpe dig med at forstå dem i din egen situation.
Åbn AIA →